تاریخ انتشار:93/11/21 - 12:28
شماره مطلب:139311212756

یادی از شهدای انقلاب در آستانه سی و هفتمین سال پیروزی انقلاب اسلامی

   طی روزهای اخیر، خبر سوزاندن خلبان اردنی توسط داعش، موجی از بهت و تاثر در سراسر جهان برانگیخته است. آنها که فیلم این جنایت را دیده اند چند ثانیه ای صدای ضجه های خلبان در میان شعله های آتش را می شنوند. ناله هائی که قبل از فرارسیدن دقیقه اول خاموش می شود و حیرتی عجیب وسیع از این همه وحشی گری را برای بیننده باقی می گذارد. حیرت آنقدر عمیق است که جائی برای نفرت از عاملین باقی نمی گذارد و انسان در اندیشه فرو می برد که این همه سبعیت از کجا آمده و به کجا خواهد رفت!؟حال آیا می توانید تصور کنید فردی را ذره ذره و به تدریج آنقدر بسوزانند که منجر به مرگ وی شود!؟ از تصورش هم گریز دارم!
-----------------------------------------------------------------

سوزاندن تا حد مرگ
دو گزارش، ساواک و پزشکی قانونی
 *شهید اسماعیل اکبریان آذر*

   خدا رحمت اش کند. جوانی پاک، پر شور و دلسوخته بود صورتی مهتابی رنگ و موهائی لخت و بلند داشت. لاغر اندام بود و قدی متوسط داشت، آذری بود و بسیار پاک. پاکِ پاک. بسیار چشم پاک بود. از خانواده ای متوسط و زحمت کش. منزل شان در منطقه نواب بود. کوچه ای به نام وی، اندکی پائین تر از خیابان  کمیل، اتوبان فعلی نواب را به محل سابق کاخ جوانان وصل می کند. در اسفند ماه 53 همراه با سه دانشجوی دانشکده پلی تکنیک(دانشگاه امیرکبیر فعلی)، یک دانشجوی دانشکده فنی و یک دانشجوی دانشکده علوم دستگیر شد و تا زمان پیروزی انقلاب و باز شدن درب های ساواک هیچ اثر و نشانی از وی نبود. اسناد ساواک نشان داد که وی در جریان شکنجه های وحشیانه ساواک و در همان یکی دو هفته اول به شهادت رسیده است. یکی دیگر از دستگیر شدگان به نام کامران صنیعی نیز سرنوشتی مشابه وی یافت. قبر این دو شهید هم اکنون در منتهی الیه جنوبِ غربی قطعه 33 بهشت زهرا، قابل مشاهده است، اما مادر وی فرصت نیافت تا قبر او را ببیند و به فاصله کوتاهی  پس از دستگیر و بی خبر مطلق از وی، دوری از او را تاب نیاورد و دق کرد. در تمامی این سال ها و تا زمانی که گزارش پزشکی قانونی را ندیده بودم، علت مرگ وی برایم سئوال بود و الان که علت مرگ وی را فهمیده ام، مبهوت و حیرت زده ام.
*"سوختگي در پاي وي و ساق هر دو پا دارد که شروع به التيام نموده و در بعضي جاها عفوني شده است. علت مرگ سوختگي و عوارض آن مي باشد"(بخشی از گزارش پزشکی قانونی).*
شاید او را نیز مشابه یکی دیگر از دانشجویان همراه وی شکنجه کرده بودند. هر دوپای او را روی دستگاه آپولو(صندلی فلزی و مرتفع مخصوصی که تجهیزات متعددی برای شکنجه داشت)، محکم بسته بودند و زیر هر دو پاشنه وی شمعی روشن، با فاصله ای حدود 15 الی 20 سانت قرار داده بودند. حرارت به ظاهر اندک شمع،
 
 
در تداوم خود، گوشتِ محکم و سفت پاشنه پا را آرام  آرام و طی دقایقی که هر ثانیه اش مانند یک سال است، آهسته آهسته و به تدریج برشته کرده و می سوزاند. پس از چند دقیقه ای اندک اندک روغن گوشت پا در می
آید و بر روی شمع می چکد. بوی گوشت سوخته و فریادهای جگر خراش این مظلومان را هم اکنون هم  می توان در زوایای دلهره آور ساختمان کمیته مشترک (موزه عبرت فعلی) حس کرد و شنید.

*گزارش ساواک*
به اداره دادرسي نيروهاي مسلح شاهنشاهي
    شماره 3885- 681 ک تاريخ 6/2/54
    نخست وزيري
    سازمان اطلاعات و امنيت کشور
    س.ا.و.ا.ک
    درباره: اسماعيل اکبريان آذر
    متهم مذکور که از نظر جسمي ضعيف و مريض حال بود، پس از چند جلسه بازجويي دچار انفعال روحي شديدي گرديد و چندين بار در سلول انفرادي اش در صدد خودکشي برآمد که ماموران از عمل او جلوگيري، ليکن مشاراليه با تعدادي سوزن و کپسول و بلعيدن اشياء فلزي مذکور دچار خونريزي شديد معده شد که پس از اطلاع از چگونگي امر بلافاصله به بيمارستان منتقل، اما با وجود کوشش پزشکان مربوطه در تاريخ 5/12/29در بيمارستان مربوطه فوت نمود .عليهذا بدين وسيله چهارده برگ پرونده اتهامي نامبرده و گزارش معاينه جسد و پروانه دفن وي جهت استحضار و اقدامات مقتضي به پيوست ايفاد مي گردد. خواهشمند است دستور فرماييد از نتيجه رسيدگي هاي معموله اين سازمان را آگاه سازند. ضمنا نام پدر وي در پروانه دفن و گزارش معاينه جسد اداره پزشکي اشتباها اسماعيل درج شده است.
                                                                                                                                     رئيس سازمان اطلاعات و امنيت کشور
                                                                                                                                                   ارتشبد نصيري
*گزارش پزشکی قانونی*
  اداره کل پزشکي قانوني
    گزارش معاينه جسد
    شماره تاريخ: 28/1/1354
    پزشکي قانوني تشخيص پزشکي قانوني:
سوختگي و عوارض آن
بازپرس: سرکار ...................
    مشخصات جسد:
    نام اسماعيل نام پدر: اسماعيل [حسينعلي]
    شهرت:اکبريان آذر سن: در حدود 25 سال
    تاريخ معاينه: 54/1/28 ساعت معاينه: 1/45 صبح
    محل معاينه: بيمارستان شهرباني
    شماره پروانه دفن: 72/62
    اعلام کننده: کميته مبارزه با خرابکاران
    تاريخ فوت: 54/1/28
    شرح معاينه جسد:  مردي است در حدود بيست وپنج ساله که به علت فساد نعشي تشخيص سن دقيق وي مقدور نيست. سوختگي در پاي وي و ساق هر دو پا دارد که شروع به التيام نموده و در بعضي جاها عفوني شده است. چشمان وي کاملاگود رفته و نشانه هاي سوءتغذيه شديد ديده مي شود . آثاري از خفگي و خفه کردگي و مسموميت ندارد. علت مرگ سوختگي و عوارض آن مي باشد.
(شادی شهدای انقلاب و جنگ تحمیلی صلوات)
تهيه و تدوين: مجيد ثقفي

افزودن نظر جدید

کد امنیتی
کد امنیتی برای جلوگیری از ارسال اسپم می باشد.
Image CAPTCHA
لطفا کاراکترهای تصویر را در کادر بالا وارد نمایید.

پیوندهای تصویری