تاریخ انتشار:93/11/15 - 11:02
شماره مطلب:139311152738
خوش اومدي روح ا...

خوش اومدي روح ا...

نگاه پدر به آسمان بود. آسمان صاف بود؛ آبی و روشن و پر از پرنده . پدر دست هایش را به طرف آسمان بلند كرده بود و زیر لب دعا می خواند. چشمانش پر از اشك بود. ناگهان خانه پر از صدای گریة كودكی شد و ننه خاور با چشمانی خندان بیرون دوید و فریاد زد: - مژده آقا، آمد، پسر است! پدر خدا را شكر كرد و آرام زیر لب گفت: «خوش آمدی، روح الله »
در 31 شهریور 1279 هجری شمسی، در محله ای از محله های خمین به نام «لب رودخانه »، كودكی به دنیا آمد كه نام او را روح الله گذاشتند. پدرش مصطفی نام داشت و نام مادرش هاجر بود. در آن ایام خان ها و شاهزاده ها بسیار قدرتمند بودند و در تمام ایران تفنگ و اسلحه و قشون داشتند و به همه زور می گفتند. پدر روح الله در مقابل این زورگوها و متجاوزان ایستاده بود و نمی گذاشت به مردم ظلم كنند و سرانجام به دست دو تن از آنها به شهادت رسید؛ به این ترتیب، روح الله در حالی كه بیش از چهار ماه از عمرش نگذشته بود، یتیم شد.
دوران كودكی روح الله كوچك ترین فرزند خانواده بود. دوران كودكی او در خمین سپری شد. بعد از شهادت پدر، تربیت روح الله را مادر و برادر بزرگ ترش بر عهده گرفتند، و او را برای تحصیل به «مكتب خانة 1» آخوند آقا ملا ابوالقاسم فرستادند. ملا ابوالقاسم پیرمردی بود كه مكتب خانه اش نزدیك منزل روح الله بود. برادر روح الله هم پیش او درس خوانده بود. بچه های مكتب خانه روزی نیم جزء قرآن می خواندند. هر وقت كسی قرآن را ختم می كرد و به آخر می رساند، رسم بود كه به همه ناهار بدهد.
ناهار در مكتب خانه توی مكتب خانة آقا ابوالقاسم غوغایی بود. بچه ها شلوغ می كردند و به سر و كول هم می زدند. شادی فضای مكتب خانه را پر كرده بود. همة بچه ها دور روح الله جمع شده بودند. روح الله كوچك ترین شاگرد مكتب خانه بود. آن روز نوبت او بود كه غذا بدهد، بوی غذا همه جا را پر كرده بود. بچه ها با كنجكاوی به ظرفی كه كنار روح الله بود سَرَك می كشیدند. می خواستند بدانند روح الله چه غذایی آوردن است. با آمدن آخوند ملا ابوالقاسم، همه ساكت شدند و با عجله سر جای خود نشستند. اذان را كه دادند و نماز را كه خواندند، به اشارة ملا ابوالقاسم، سفره را پهن كردند و با شادی تمام، غذا را كه داشت سرد می شد و از دهان می افتاد، كشیدند و مشغول خوردن شدند. روح الله در سن هفت سالگی قرآن را ختم كرده بود!
منبع: http://www.tebyan.net/

افزودن نظر جدید

کد امنیتی
کد امنیتی برای جلوگیری از ارسال اسپم می باشد.
Image CAPTCHA
لطفا کاراکترهای تصویر را در کادر بالا وارد نمایید.

پیوندهای تصویری